تبلیغات
دوستت دارم - شیطان



























دوستت دارم

پرانتزباز ( دوستت دارم ... پرانتز را نبستم . بگذار این حقیقت تا ابد جریان یابد

زیر لب به زمزمه گفتم : «لعنت بر شیطان !»
در آنی شیطان حاضر شد ، با لبخندی بر لب .

پرسیدم : «چرا می خندی ؟»
پاسخ داد : «از حماقت تو خنده‌ام می‌گیرد !»

پرسیدم : «مگر چه كرده‌ام ؟»
گفت : «مرا لعن می‌كنی در حالی كه هیچ بدی در حق تو نكرده‌ام»

با تعجب پرسیدم : «پس چرا سقوط می‌کنم ؟ زمین می‌خورم ؟»
جواب داد : «نفس تو مانند اسبی است كه آن را رام نكرده‌ای . نفس تو هنوز وحشی است . اوست که تو را زمین می‌زند. . .»

پرسیدم : «پس تو چرا هستی ؟ كار تو چیست ؟»
گفت : «هر وقت سواری آموختی ، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد . فعلاً برو سواری بیاموز !»


نوشته شده در پنجشنبه 10 شهریور 1390 ساعت 04:26 ب.ظ توسط نازی نظرات |


Design By : Pichak