تبلیغات
دوستت دارم - آشنای غریب!



























دوستت دارم

پرانتزباز ( دوستت دارم ... پرانتز را نبستم . بگذار این حقیقت تا ابد جریان یابد

آشناهای غریب همیشه زیادند

آشناهایی که میایند و میروند

آشناهایی که برای ما آشنایند

ولی ما برای آن ها ...

نمیدانم واقعا چرا و چگونه میشود

که همه روزی

آشنای غریب میشوند

یکی هست ولی نیست

یکی نیست ولی هست

یکی میگوید هستم ولی نیست

یکی میگوید نیستم ولی هست

و در پایان همه بودنها و نبودنها

تازه متوجه میشوی که :

یکی بود هیشکی نبود!

این است دردی که درمانش را نمیدانند

و ما هم نمیدانیم

که آن یکی که هست کیست

 و آن هیچکس کجاست

کاش میشد یافت

کاش میشد شکستنی نبود

کاش میشد زیر بار این همه بودن و نبودن

 خرد نشد

و ما همچنان هستیم

پس تو هم باش

باش که دیگر یکی تنها نباشد.


نوشته شده در چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390 ساعت 02:11 ب.ظ توسط نازی نظرات |


Design By : Pichak